منهاج سراج

192

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و طاهر پسر او بود ، و آن فتوح كه گفته شد بر دست او ميسر شد . چون مامون به بغداد آمد ، او را به رقه [ ( 1 ) ] فرستاد به محاربت نصر شيث [ ( 2 ) ] . و بعد از آن بخراسان آمد در شهور سنه سبع و مائتين برحمت حق پيوست بجاى خود طلحه بن طاهر را خليفه كرد . و راوى چنين ميگويد : كه در روز جمعه خود خطبه كرد ، نام مامون در خطبه فراموش كرد ، يا بعمدا گذاشت . چون شب به خانه باز آمد ، بامداد شنبه او را در مرقد او يافتند فوت شده بود ، معلوم نشد ، كه چگونه بود . و اللّه على كل شىء قدير الثانى طلحه بن طاهر چون أمير المؤمنين مامون را رضى اللّه عنه ، از حال طاهر خبر شد ، طلحه را مثال و عهد و تشريف فرستاد ، و در امارت خراسان بماند ، تا شهور سنه ثلث عشر و مائتين ، و چون او را وفات نزديك رسيد ، محمد بن الحسين [ ( 3 ) ] بن مصعب الصاهرى را كه برادر عم طلحه بود ، به امارت وصيت كرد و برحمت حق پيوست ، و در عهد حيوة خود با حمزهء خارجى كه ( به ) سجستان خروج كرده بود ، كارزار بسيار كرد ، و ازو در دولت مامون آثار خير در خراسان بسيار بود . الثالث عبد اللّه بن الطاهر چون طلحه برحمت حق پيوست ، أمير المؤمنين مامون رضى اللّه عنه ، عبد اللّه طاهر را كه امير مصر گردانيده بود ، و او را پرورده بود در حجر خلافت و كنف دولت خود ، و ادبش آموخته ، و در عهد هفده سالگى او را لشكر كشى خود فرموده ، و چنان كرده ، كه در بيست سالگى بر جملهء خلايق در فضل و رجوليت و جلادت ترجيح يافته . درين وقت امارت خراسان به وى داد و على بن طاهر را كه برادر او بود خليفهء او فرمود ، كه لشكر كسى دار الخلافه

--> [ ( 1 ) ] اين كلمه در اصل خوب خوانده نميشود ، راورتى در ترجمه خود RAKKAH نوشته و نه تصريح حدود العالم رقه شهرى بود در عراق بر كران فرات و شهركى بود در شام . [ ( 2 ) ] اصل و طبرى و الكامل كذا . وپ : قصر شيت . گرديزى : نصر شبيب تاريخ سيستان : نصر بن شبث . راورتى : نصر شيث بن ربيعى الخارجى . [ ( 3 ) ] گرديزى : محمد بن حميد الطاهرى . راورتى : محمد بن الحسن